|
برای دوستان | |||||||
|
چوبانگ رعدخروشان که پیچیداندرکوه
جهان پراست زگلبانگ عاشقانه ی ما
نوای گرم نی ازفیض آتشین نَفَسی است
زسوزسینه بودگرمی ترانه ی ما رهی معَِیری [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 3:17 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
[ دوشنبه دوازدهم دی 1390 ] [ 10:59 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
سلام وخسته بباشید خدمت دوستان دراین فصل سرما که همه مادوست داریم یه جای نرم وگرم بخوابیم بای حواسمان به خیلی ازچیزهاباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلیل گازگرفتگی: درداخل خون ما مقدارزیادی اهن بابارهای مثبت وجود دارد . ووقتی ما نفس میکشیم اکسیژن بابارهای منفی وجود دارد که جذب خون میشود < حال گازی که بخاری تولید میکند بسیارسمی است بابارمنفی که زودجذب خون شده وباعث خفگی میشود.
دودکش: در هر وسیله گاز سوز از سوختن یک متر مکعب گاز طبیعی مقداریازده متر مکعب گازهای حاصل از احتراق تولید می شود که بخشی از آنها برای تنفس زیان بخش می باشند (از قبیل گازهای NOX,CO وگازهای نسوخته )که حتما میبایست توسط دودکش به بیرون از ساختمان هدایت شوند. جنس دودکش : دودکش خوب حتما باید از استحکام کافی برخوردار بوده و در مقابل حرارت خوردگی وزنگ زدگی ناشی از گازهای داخل دود کش (احتراق)ومیعانات آن مقاوم باشد .شاید لوله های ساخته شده از جنس گالوانیزه مناسبترین نوع انتخاب برای دودکش باشند .لذا از لوله های فنری، زنگ زده فرسوده و یا حلبی در سیستم دودکش ها استفاده ننمائید اتصالات دودکش : باید از اتصالات مناسب ومحکم قطعات دودکش به یکدیگر وبه بخاری همچنین به دودکش ساختمان اطمینان کاملا محکم شوند انتهای لوله دودکش روی پشت بام باید از بالاترین نقطه روی پشت بام حداقل 60سانتیمتر بلندتر بوده وتا شعاع یک متر نیز اطراف دودکش میبایست آزاد باشد. انتهای لوله دودکش بر روی پشت بام حتما باید به یک کلاهک اچ مانند(H )متصل ومحکم شده باشد وهر از چند گاهی از استقرار کلاهک دودکش در جای خود بر روی پشت بام اطمینان حاصل گردد(به ویژه زمانی که هوا طوفانی است) یک بخاری گاز سوز دود کش دار برای نصب وراه اندازی حتما باید به یک سیستم دودکش صحیح ومناسب متصل شود. اگر دود کش مناسب ندارید هرگز از بخاری استفاده ننمائید. یکی از نشانه های عملکرد صحیح سیستم د ودکش بخاری ودودکش ساختمان این است که به هنگام استفاده از بخاری (حداکثر 5دقیقه پس از راه اندازی )دود کش فلزی آن کاملا گرم شود.لذا هر از چند گاهی دودکش بخاری را با احتیاط امتحان نمائید تا از گرم بودن آن مطمئن شوید . در صورت سرد بودن لوله دودکش، بخاری را خاموش نموده و با امداد گاز 194 تماس حاصل نمائید. [ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 9:11 قبل از ظهر ] [ محمدحسین ]
الان صبح زود است و شهر تازه از خواب بیدار میشود، اما شما میخواهید بخوابید. نور خورشید به پنجره اتاق شما میتابد، اما فکر میکنید الان باید نیمه شب باشد و به شدت احساس خواب آلودگی میکنید. یک هفته است که در تعطیلات و سفر هستید، اما خیلی بیشتر از قبل مسافرتاحساس خستگی و ضعف میکنید. این ها به چه دلیل است؟ باید گفت به ازای عبور از هر منطقه ی زمانی، بدن برای تجدید نیرو و تطبیق با شرایط نو، به یک روز زمان نیاز دارد. پروفسور جیم هورن مسئول مرکز مطالعات خواب دانشگاه لوبروگ و مؤلف چند کتاب در زمینه اختلالات خواب میگوید:«شما با عبور از یک منطقه زمانی متوجه میشوید که ساعت بدنتان با شریط زمانی جدید تطابق پیدا نکرده است. برای این تطبیق چند روز زمان لازم است.» اگر بهسمت شرق سفر کنید، برای تطابق به زمان بیشتری نیاز دارید، چراکه ساعت بدن شما یا همان ریتم شبانه روزی برای هماهنگی با روزهای کوتاه تر کار دشوارتری را پیش رو خواهد داشت. پروفسور درک یاندایک، مدیر بخش تحقیقات خواب سوری میگوید: «اگر به غرب پرواز کنید متوجه میشوید که بیدار ماندن کار سختی است، اما بیدار شدن ساده است. درحالیكه اگر به شرق پرواز کنید، طبعاَ همه چیز برعکس میشود.» اما خستگی پرواز خیلی بیشتر باعث بداخلاقی شما میشود. تحقیقات نشان میدهد که خستگی پرواز میتواند تا 50 درصد باعث اختلال در تصمیم گیری، کاهش حافظه و به هم خوردن مهارتهای روابط عمومی شود. این مسائل میتواند باعث کاهش تمرکز، سردرد، اضطراب و کاهش سرعت عمل، خستگی و تأثیر بر سایر عملکردهای بیولوژیک بدن شود. پروفسور دایک میگوید:«شما دچار مشکلات معدی-رودهای میشوید، چرا که به غیر از مغز سایر بخش های بدن هم ساعت مخصوص به خود را دارند که ممکن است دچار به هم ریختگی شوند.» بنابراین تعداد زیاد درمان های موجود در بازار برای خستگی پرواز، چندان دور از ذهن نیست. این درمان ها طیف وسیعی از انواع و اقسام قرص ها تا رژیم های غذایی را در بر میگیرد، اما واقعاَ چه کاری بهترین بازدهی را به دنبال دارد؟ در مرحله اول قرص های خواب توصیه نمیشوند. به رغم اینکه این داروها به خوابیدن شما کمک میکنند، اما ساعت بدن شما بهطور طبیعی اجازه خوابیدن نمیدهد. پس اگر مجبور باشید که پیش از پایان اثر این قرص ها از خواب بیدار شوید(که در پروازها معمولا چنین شرایطی پیش میآید) گیج و عصبی خواهید شد. در عین حال این نگرانی وجود دارد که اگر برای مدت طولانی بدون حرکت باشید ممکن است دچار خطر ترومبوزهای عمیق(تشکیل لخته ی خون در رگ ها) داخل وریدی شوید. یکی از درمانهای رایج خستگی پرواز، قرص های ملاتونین است که باعث تسریع حرکت و تطابق ساعت بدن میشود. ملاتونین هورمونی ا ست که به شکل طبیعی در غده پینه آل مغز تولید میشود. این هورمون به تنظیم ساعت بدن کمک میکند. در بریتانیا این دارو فقط با نسخه پزشک فروخته میشود، اما در ایالات متحده بدون نسخه قابل خریداری است، گرچه توسط مؤسسه غذا و دارو آمریکا تأیید نشده است. آیا این دارو مضر است؟ پروفسور هورن میگوید:«احتمالا خیر؛ اما کیفیت داروهایی که بدون نسخه قابل خریداری است زیر سؤال است، اما من شخصا از این دارو استفاده نمیکنم، چون به نظرم چندان مفید نیست. من مخالف این دارو نیستم، اما معتقدم اغلب مردم استفاده صحیح از این دارو را نمیدانند. این دارو به بدن اینطور القا میکند که هوا تاریک است و نباید از خواب بیدار شود. بنابراین اگر ساعت 4 صبح از خواب بیدار شدید و به جای احساس خوابآلودگی طبیعی احساس سرزندگی و شادابی داشتید باید این دارو را مصرف کرده و از روشن کردن هر نوع چراغی تا حد امکان بپرهیزید. اگر مثلا از آمریکا یا کشورهای آن منطقه برمیگردید و زمانیکه به خانه رسیدید هوا تاریک بود، اما شما به هیچ وجه احساس خستگی و خواب آلودگی نداشتید، هنگام رفتن به رختخواب این دارو را مصرف کنید. همانطور که اشاره شد، هنگام خوردن دارو به هیچ وجه اجازه ندهید برای مدت دو ساعت هیچگونه نوری دور و بر شما را روشن کند؛ چه نور طبیعی باشد چه مصنوعی. اگر در زمان نادرستی این دارو را مصرف کنید ممکن است علایم خستگی پرواز بدتر شود.» اما اگر چنین دارویی در دسترس نباشد یک مسافر خسته و کوفته برای مقابله با خستگی پرواز باید چه کند؟ برای تنظیم زمان میتوانید چند ساعت قبل از حرکت بخوابید و پیش از پرواز بیدار شوید. دست کم هنگام پرواز دچار اختلال خواب نمیشوید، گرچه این روش همیشه کارگر نیست. شما باید سریع ساعت مچی خود را با منطقه زمانی جدید تنظیم کنید و غذای سبکی بخورید تا با زمان صرف غذا در محل جدید تطبیق پیدا کنید. در عین حال برخی شرکتهای هوایی برای مقابله با مشکل خستگی پرواز روش های جدیدی ابداع کردهاند که مسافران در محیطی با اکسیژن و رطوبت بیشتر سفر کنند. از سوی دیگرتنظیم مصنوعی نور داخل هواپیما و تقلید طلوع و غروب ، مؤثرترین امکان را برای تطابق ساعت بدن فراهم میکند. پروفسور دایک میگوید: ساعت بدن ما با دوره 24 ساعته نور خورشید خود را هماهنگ میکند. شبکیه در ناحیه پشت چشم نور را دریافت کرده و سیگنال هایی را به هیپوتالاموس میفرستد که محل کنترل سیکل های بیولوژیک بدن انسان است. منبع: گاردین – 22جولای ترجمه: دکتر علیرضا آشوری
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 5:8 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
بزرگترین زلزله های تاریخ
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 5:5 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
پاداش بوسيدن فرزندکانون خانواده بايستي محيطي جذاب و شيرين باشد تا بهترين لحظات زندگي اعضا در فضاي گرم و صميمي خانواده بگذرد . خانواده به عنوان محيطي طبيعي ، رشد جسماني ، عاطفي و اجتماعي فرزندان را تحت تاثير قرار مي دهد . امام محمد غزالي در كتاب " کيمياي سعادت " آورده است : " بدان که کودک امانتي در دست پدر و مادر است و دل پاک وي چون گوهري نفيس است ، چون موم نقش پذير است و چون زميني پاک است که هر بذري در وي مي رويد ، اگر بذر خير در آن بنشاني ، به سعادت دين و دنيا مي رسد و پدر و مادر و استاد در ثواب آن شريکند و اگر برخلاف اين باشد ، بدبخت مي شود و در هرچه بر سر او آيد ، ايشان شريک هستند ." خانواده در رشد اخلاقي کودک سهمي مهم دارد . وجود آرامش و اطمينان خاطر در خانواده و حسن معاشرت والدين با خود و فرزندان ، زمينه اجتماعي شدن را در کودک فراهم مي کند و ارتباطات صحيح اجتماعي را به او مي آموزد . نوع رابطه اي که کودک در محيط خانواده با والدين برقرار مي کند ، زيربناي روابط بعدي او با دوستان و سايرين خواهد بود . غالبا" نگرشها و رفتارهاي خوشايند و يا ناخوشايند نسبت به پديده هاي مختلف از خانه سرچشمه مي گيرد . اگر به خاطر داشته باشيد ، در مقالات قبل، به يکي از مباني روان شناختي ارتباط با کودک يعني محبت و همدلي با او اشاره کرديم . روان شناسان مي گويند ، يکي از اساسي ترين نيازهاي انسان ، پس از نيازهاي اوليه زيستي مثل آب و غذا ، نياز به محبت است . به گونه اي که اگر اين نياز در انسان تامين نشود ، تا حد زيادي نيازهاي زيستي ديگر را تحت تاثير قرار مي دهد . نياز به محبت ، در کودکان شديدتر است و پاسخ گويي سنجيده به آن ، اساس و پايه تربيت صحيح است . مهرباني با کودک ، آرامش رواني ، امنيت خاطر ، اتكاء به نفس و اعتماد به والدين را در پي دارد . عدم محبت نيز به فروپاشي آرامش رواني ، بي اعتمادي به خود و ديگران و احساس حقارت و حتي بيماريهاي جسمي و انحرافات اجتماعي مي انجامد . از نکات مهم در محبت به کودکان اين است که تنها به محبت در دل بسنده نکنيم . زيرا محبت هنگامي موثر و مفيد خواهد بود که آن را ابراز كنيم و کودک را از علاقه خود به او آگاه سازيم . امام علي (ع ) در نامه اي به فرزندش حسن (ع ) محبت خود را به او چنين ابراز مي کند : " من تو را قسمتي از خود ، بلکه تمام خود يافتم . به گونه اي که اگر چيزي بر تو وارد شود ، گويي بر من وارد شده است و اگر مرگ به سراغ تو آيد ، چنان است كه به سراغ من آمده است . از اين رو اين نامه را به تو نوشتم تا ( محبتم را ) برايت بيان کرده باشم . " ابراز عواطف مثبت از مباني مهم ارتباط والدين با فرزندان است . حالت عاطفي ما در هر لحظه بر درک ، تصميم گيري و قضاوتهاي ما موثر است . ابراز عواطف مثبت و خوشايند والدين در برخورد با فرزندان ، بين آنها دوستي و علاقه پديد مي آورد و يا آن را افزايش مي دهد . درنتيجه بر استحکام روابط والدين با فرزندان مي افزايد . برخي از روان شناسان توجه عاطفي مثبت و بي قيد و شرط به فرزند را اساس رابطه با او مي دانند . طبق نظر آنها ، انسان از کودکي نياز به توجه مثبت به طورغيرمشروط دارد . معمولا" توجه عاطفي والدين ، با گذشت زمان ، مشروط مي شود . دراين صورت اين تلقي در کودک شکل مي گيرد که گويا از سوي والدينش مورد بي مهري قرار گرفته است . روان شناسان و جامعه شناسان ، در بررسي علل کجروي فرزندان ، به عوامل متعددي ازجمله كمبود روابط گرم و محبت آميز و نيز عدم حمايت که از مصاديق عواطف منفي است ، اشاره کرده اند . امام علي (ع ) در نامه اي به فرزندش حسن (ع ) محبت خود را به او چنين ابراز مي کند : " من تو را قسمتي از خود ، بلکه تمام خود يافتم . به گونه اي که اگر چيزي بر تو وارد شود ، گويي بر من وارد شده است و اگر مرگ به سراغ تو آيد ، چنان است كه به سراغ من آمده است . از اين رو اين نامه را به تو نوشتم تا ( محبتم را ) برايت بيان کرده باشم . " در آموزه هاي اسلامي بر لزوم ابراز عواطف خوشايند ، تاکيد شده است . گفتگوي مهربانانه و دلسوزانه با فرزندان / نگاه محبت آميز به آنان / ارتباطات غيرکلامي مثل بوسيدن فرزندان و نوازش آنان به مقتضاي سن شان ، ازجمله نشانه هاي ابراز عواطف مثبت هستند . امام صادق (ع ) در روايتي مي فرمايد : " هرکس فرزندش را ببوسد ، خداوند براي او پاداشي نيکو مي نويسد و وقتي که فرزند خود را خوشحال کند ، خداوند او را در قيامت خشنود خواهد کرد . ارتباطات غيرکلامي ، شكل ديگري از ارتباط و تبادل نظر با ديگران است . والدين يا فرزندان ، گاهي افکار ، نگرش ها و مقاصد خود را از طريق حرکات چهره ، طرز نگاه و يا رفتارهاي غيرکلامي به طرف مقابل منتقل مي كنند . گاهي رفتار غيرکلامي ، موثرتر از سخن گفتن است . نياز به درک ارتباط غيرکلامي ، به ويژه در کار کردن با کودکان از اهميتي خاص برخوردار است . زيرا کودکان هنوز پيچيدگي ها و رموز ارتباطات کلامي را به خوبي نمي دانند . بدون شک براي ايجاد و رشد ارتباط موثر و مطلوب با فرزندان ، بايد هنرمندانه از ارتباطات غيرکلامي بهره جست . يکي ديگر از مباني مهم درارتباط با فرزند ، اين است که به او اجازه دهيم تا نظرات و تصميمات خويش را بيان کند . اين مسئله مستلزم آن است که براي فرزند حق اشتباه کردن قائل شويم ، به جز در مواردي که اين اشتباه براي خود او و يا ديگران خطرناک است . والدين قبل از هرچيز بايد يک شنونده خوب باشند تا بتوانند کمک و راهنمايي لازم را به فرزند خود ارائه كنند . فرزندان نياز دارند با تمام وجود احساس کنند که مورد عشق و علاقه و پذيرش والدين هستند . هرچند که در مواردي رفتارشان ، از نظر والدين مطلوب نباشد . نوجواني 17 ساله در جريان يک مشاوره ، احساس خود را نسبت به پدرش چنين ابراز مي کند : " آنچه واقعا" به من در حرف زدن با پدرم کمک مي کند ، اين است که حتي اگر با نظرش هم مخالفت کنم ، از دست من عصباني نمي شود . به هرحال براي من اين مهم است که پدرم حرفهاي مرا به خوبي گوش مي دهد و مي شنود ." روان شناسان توجه عاطفي مثبت و بي قيد و شرط به فرزند را اساس رابطه با او مي دانند .
آقاي آل ياسين کارشناس مسائل تربيتي ، خطاب به پدر و مادرها چنين مي گويد : " فرزند شما پيش از آنکه آمادگي شنيدن سخنانتان را داشته باشد ، بايد احساس کند که سخنانش را مي شنويد و پيش از آنکه افکار ، احساسات و نيازهايش را بيان کند ، بايد به اين نتيجه برسد که او را درک مي کنيد . مسائل و نيازهاي فرزندتان را فرصتي براي احياي روابط و مناسبات خود با او تلقي کنيد ." مسلما" تلاش پدران و مادران و مربيان ، براي تامين نيازهاي مادي و معنوي کودکان در ارزش نهادن به شخصيت آنان بسيار موثر است . کودکان حق دارند از جامع ترين برنامه ها و موثرترين روشهاي تربيتي برخوردار شوند . دکتر غلامعلي افروز روان شناس مي گويد : " کودک حق دارد در کانون پرمهر خانواده ، در پرتو وجود والدين ، از غني ترين محبت ها و بيشترين نشاط و احساس رضايتمندي برخوردار باشد . پيامبر اسلام فرمود : فرزند در نخستين هفت سال حيات خود ، محبت پذير است / در هفت سال دوم ، آموزش پذير / و در هفت سال سوم مشورت پذير است . دوران خاص محبت پذيري کودکان زماني است که پايه هاي استوار شخصيت آنان بنا مي شود . کودکان دوست دارند اين دوران را با نشاط فراوان بگذرانند . کودک حق دارد از احترام و تکريم شخصيت برخوردار شود . آنها دوست دارند مورد توجه و احترام ديگران قرار گيرند . به همين دليل ، تکريم شخصيت کودکان يکي از وظايف مهم و مسئوليتهاي خطير پدران و مادران است .
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 5:2 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 4:47 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
زندگی نامه رهبر معظم انقلاب رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنهاى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند .
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند: رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند . در حوزه علميه ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند. درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند : « عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند. « ايشان کتب ادبى ار قبيل ) جامع المقدمات ، سيوطى ، مغنى ) را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند. در حوزه علميه نجف اشرف آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّ تى ايشان به مشهد باز گشتند. در حوزه علميه قم آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند: به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام . آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند مبارزات سياسى آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد». همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره) آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند. دوّمين بازداشت در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساسبرنامه حسابشده اى به مقصدکرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان وسخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند. سوّمين و چهارمين بازداشت کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيزدستگير و زندانى گردند. پنجمين بازداشت حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد: بازداشت ششم در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان در تبعيد رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند. در آستانه پيروزى درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند. پس از پيروزى آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم . * پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357 * معاونت وزارت دفاع در سال 1358 * سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358 * امام جمعه تهران، 1358 * نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358 * نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع 1359 * حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق * ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران * رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند . * رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360 * رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366 * رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى 1368 * رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند. [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 4:45 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
وقايع اتفاقيه اولین روزنامه فارسیسابقه استفاده از کلمه "روزنامه" يا " روزنامچه" در ايران را مي توان در قرون اوليه اسلامي پي گيري کرد. اين واژه در کتبي چون يتيمه الدهر ثعالبي و معجم الادباي ياقوت حموي، به معناي شرح زندگي و بيان وقايع مهم زندگي پادشاهان و وزرا و بزرگان هر عصر به کار مي رفته است. تا اوائل دوره قاجار هم روزنامه به همين معنا به کار مي رفته است؛ آخرين کتاب هايي که با اين تعريف و تحت عنوان روزنامه در ايران تاليف شده است، روزنامه ميرزا محمد خان، كلانتر شيراز در شرح وقايع زنديه و روزنامه خاطرات محمد حسن خان اعتماد السلطنه مي باشد. در دوره قاجار به گزارشهاي وقايع نگاران دولتي كه از شهرستانها اخبار جاري را به دولت مركزي مينوشتند، نيز روزنامه گفته ميشد. تجار و بازرگانان هم براي محاسبات تجاري خود اقدام به تهيه الواح و دفاتري مي کردند که در اصطلاح به آن روزنامه يا روزنامچه گفته مي شد. اما اولين آشنايي ايران با روزنامه به معناي جديد و امروزي اش به زمان صفويه و عصر شاه عباس بر مي گردد که بر اثر برقراري روابط سياسي و تجاري فعال با کشورهاي اروپايي، روزنامه هاي اروپايي به ايران وارد شدند؛ البته اين روزنامه ها به تعداد بسيار کم به ايران وارد شده و در اختيار گروه اندکي از صاحب نظران و بزرگان قرار مي گرفت. در دوران محمد شاه قاجار، در تاريخ 25 محرم 1253ق، ميرزا صالح شيرازي، از نخستين دانش آموختگان ايراني در اروپا، اولين روزنامه به معناي جديد را، براي آگاه کردن مردم از آخرين اخبار سياسي و اقتصادي و فرهنگي مملکت و کشورهاي خارجي، با نام «کاغذ اخبار» منتشر کرد. اين روزنامه به صورت ماهيانه منتشر مي شده است و تا سه سال يعني تا سال 1256ق در تهران منتشر مي شد. علي رغم اين که اولين روزنامه اي که به زبان فارسي در ايران چاپ شد، "کاغذ اخبار" بود اما نقطه عطف روزنامه نگاري ايران انتشار "وقايع اتفاقيه" است. در 5 ربيع الثاني اين سال، در سومين سال سلطنت ناصر الدين شاه، به همت ميرزا تقي خان اميرکبيرو ادامه اصلاحات مورد نظر وي، اولين شماره روزنامه وقايع اتفاقيه در ايران به چاپ رسيد. نقطه عطف روزنامه نگاري ايران انتشار "وقايع اتفاقيه" است اين روزنامه به صورت هفتگي چاپ ميشد و تعداد صفحات آن بين دو تا 12 بود؛ اما معمولا در 4 صفحه طبع مي شد. مدير روزنامه وقايع اتفاقيه، حاج ميرزا جبار تذکره چي و سردبير آن ادوارد برجيس انگليسي معروف به برجيس صاحب بود. ميرزا جبار مدتي کارپرداز ايران در بغداد بود. برجيس صاحب، در زمان عباس ميرزا به استخدام دولت ايران در آمده بود و در تبريز صاحب چاپخانه اي بود. پس از عباس ميرزا در تهران به تجارت مشغول شد. امير کبير او را با عنوان« مترجم ديوان» براي ترجمه متون انگليسي به وزارت خارجه دعوت کرد. برجيس صاحب مسئوليت سردبيري و ترجمه متون جالب انگليسي مجلات خارجي را براي روزنامه وقايع اتفاقيه بر عهده داشت. وقايع اتفاقيه، با خط خوش ميرزا عبدلله نامي، نوشته مي شد که جز نام او اطلاع ديگري از او موجود نيست. شماره اول اين روزنامه بدون نام چاپ شد و از شماره دوم نام "وقايع اتفاقيه" به بر آن نهاده شد. در شماره اول در باب هدف از چاپ اين مکتوبه اين چنين آمده است: « از آنجا که همت حضرت اقدس شاهنشاهي مصروف بر تربيت اهل ايران و استحضار و آگاهي آنها از امورات داخله و وقايع خارجه است، لهذا قرار شد که هفته هفته احکام همايون و اخبار داخله مملکتي و غيره را که در دول ديگر گازت مي نامند در دارالطباعه دولتي زده شود و به کل شهرهاي ايران، منتشر گردد که اهالي ممالک ايران نيز، در هر هفته از احکام دارالخلافه مبارکه و غيره اطلاع حاصل نمايند و از جمله محسنات ديگر اين گازت يکي آنکه سبب دانايي و بيناي اهالي اين دولت عليه است، ديگر اين که اخبار کاذبه اراجيف که گاهي بر خلاف احکام ديواني و حقيقت حال در بعضي از شهرها و سرحدات ايران پيش از اين باعث اشتباه عوام اين مملکت مي شد بعد از اين به واسطه روزنامچه موقوف خواهد شد و بدين سبب لازم است کل امناي دولت ايران و حکام ولايات و صاحب منصبان معتبر و رعاياي صادق اين دولت اين روزنامه ها را داشته باشند.» به طور کلي مطالب روزنامه شامل اخبار دار الخلافه، تصميمات، احکام، عزل و نصب ها و القاب اعطايي شاه، شکارها و ديد و بازديد هاي شاهانه، گزارش حوادثي که در مملکت اتفاق افتاده مانند سيل و زلزله و..، اخبار ممالک محروسه و دول خارجه بود. وقايع اتفاقيه تا شماره 16 جمعه ها و از آن پس پنجشنبه ها، منتشر مي شد. 471 شماره آن با همين نام « وقايع اتفاقيه» چاپ مي شد، شماره 471 بدون نام و از شماره 472، با نام دولت عليه ايران کار خود را ادامه داد. 41 شماره روزنامه در زمان صدارت امير کبير به زيور طبع آراسته شد ولي شماره 42 حکم عزل امير کبير و انتصاب ميرزا آقا خان نوري به صدرات را در بر داشت. وقايع اتفاقيه به قيمت ده شاهي فروخته مي شد، و اشتراک سالانه آن 24 قران بود. به فرمان شاه، هر يک از دولتمرداني که در آمد ماهيانه وي به 200 تومان مي رسيد، موظف بود، 24 قران را بپردازد و مشترک شود. منابع: روزنامه وقايع اتفاقيه، جمشيد کيان فر، نشر دانش، 1373 شماره83. ايران در دوران سلطنت قاجار، علي اصغر شميم. زهرا محمدي گروه جامعه و سياست تنظيم براي تبيان: عطالله باباپور
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 4:40 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
ازدواج در ضربالمثلهای جهان1- هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی ) 2- مردی كه به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی ) 3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی ) 4- زنی سعادتمند است كه مطیع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل یونانی ) 5- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی ) 6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی ) 7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی ) 8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی ) 9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی ) 10- داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی ) 11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی ) 12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی ) 13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی ) 14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی ) 15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی ) 16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی ) 17- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی ) 18- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی ) [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 4:35 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
اشتباهات بزرگ والدین در تربیت وقتی رفتار زشتی از فرزندتان سر میزند بیهیچ شك اولین سوالی كه برایتان مطرح میشود این است كه فرزندم این را از كجا یاد گرفته است؟ غافل از آنكه كودكان لوحهای سفیدی هستند در دستان ما والدین و این ما هستیم كه با رفتار و تربیت خود شخصیت آنها را شكل میدهیم، از اینرو در برخورد با ناهنجاریهای رفتاری كودكان اولین سوال باید این باشد كه كجای رفتار ما اشتباه بوده كه كودكمان از آن الگوبرداری كرده است؟
لوس كردن كودكان تعداد كودكانی كه به سبب تربیت غلط والدین آنچنان بدرفتار شدهاند كه خودخواهی و خودرایی را از همین سنین براحتی میتوان در آنها دید، این روزها كم نیست. همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است. پدر و مادر های زیادی هستند که با این محبت افراطی باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن این همه چیز خوشحال به نظر نمی رسند. این باعث می شود که بچه ها هرگز راضی به نظر نرسند و مرتبا تقاضای بیشتری کنند. لوس تربیت شدن كودكان پدیدهای است كه معمولا در سنین بالاتر براحتی قابل رفع نیست و برخی اوقات این خصیصه تا سنین بالاتر نیز نمود پیدا میكند. اساسا والدین باید از همان ابتدای كودكی با این خصیصه كودك خود مبارزه كنند تا اگر از كودكی رفتاری غلط از او سر زد، والدین با عكسالعمل مناسب آن را به كودك بفهمانند و اشتباه بزرگ این است كه از كنار آن بگذرند. بهانهگیریهای بیمورد در كودك باید در اولین فرصت سركوب شود و كودك باید این آموزش را ببیند كه هر رفتار زشتی از طرف والدین نادیده گرفته نمیشود.
مقایسه كردن كودك با همسن و سالان این نكته را هرگز از یاد نبرید كه كودكان به هیچ وجه از مقایسه كردن آنها با دیگر همسن و سالانشان استقبال نمیكنند و برخی اوقات این موضوع میتواند بذر كینههای بزرگی را در ضمیر كودك بكارد. فرقی نمیكند شما كودكتان را با چه كسی مقایسه میكنید. در برخی اوقات حتی مقایسه وی با خواهر یا برادرش نیز همین پیامد را دارد. به واقع باید بپذیرید كه كودك شما به خودی خود فردی مستقل است و باید از همین كودكی حس اعتماد به نفس را در وی ایجاد كرد، اما پدیده مقایسه كردن كودكان از جمله مهمترین دلیل برای تخریب این حس سرنوشتساز در كودك است. در كنار این موضوع، حسادت نیز از جمله دیگر پدیدههای مقایسه كردن كودكان به شمار میرود. كودك شما بدون شك حس حسادت را نسبت به الگوی مورد نظر شما پیدا خواهد كرد و فرقی نمیكند كه آن الگو برادر یا خواهرش باشد یا فرد دیگری. تربیت نامناسب: زمانی که شما اینقدر تنبلی به خرج می دهید که فرزندان خود را به طور صحیح تربیت کنید ، در نتیجه این وظیفه خطیر را به عهده اطرافیان فرزندتان قرار می دهید. هرگز به فرزند خود اجازه ندهید که در خانه طوری رفتار کند که انگار به سیاره شیطنت و بازیگوشی پا گذاشته است.زیرا همین رفتار را در خانه دیگر هم خواهد داشت و این اصلا خوشایند نیست. در حالیکه باید در خانه دیگران مو دب تر و بهتر از منزل باشند.اگر شما نتوانید آنها را به طور صحیح تربیت کنید دیگران اقدام می کنند.
آموزش دروغ مصلحتی برخی خانوادهها در منزل همهروزه كلاسهای فشرده آموزش دروغ مصلحتی برای كودكان خود برگزار میكنند بیآنكه متوجه باشند كودكان همچون دوربینی تمامی رفتارهای درست و غلط شما را ضبط میكنند و دروغهای كوچك و بزرگ شما حال به هر دلیلی به دوستان، همكاران و... الگویی زشت و ناپسند برای كودكتان میشود و در نهایت او را فردی دروغگو بار میآورد. دروغ را برای كودكتان به هر دلیلی عملی بسیار زشت و ناپسند جلوه دهید. قرار است به وی راستگویی را آموزش دهید، ازاینرو اگر كار زشتی را برای اولین بار انجام داده و به شما راستش را میگوید با چهرهای جدی اما نه عصبانی اولا او را به دلیل راستگوییاش تحسین كنید و سپس از او قول بگیرید كه دیگر كار ناپسندش را تكرار نكند. در محیط منزل نیز به هر دلیل دروغ را ممنوع كنید و اصطلاحاتی همچون دروغ مصلحتی و... را از ادبیات خانه خود خارج كنید. كودكان همچون دوربینی تمامی رفتارهای درست و غلط شما را ضبط میكنند و دروغهای كوچك و بزرگ شما حال به هر دلیلی به دوستان، همكاران و... الگویی زشت و ناپسند برای كودكتان میشود و در نهایت او را فردی دروغگو بار میآورد عدم مشارکت در مدرسه فرزندان: بعد از خانه ، مدرسه محلی است که بچه ها در آن بیشترین ساعت را حضور دارند و بنابر این معلمان و همسن و سالان نقش مهمی در زندگی آنها دارند. بنابراین تعجب انگیز است که شما رغبت به این محل ندارید و سعی می کنید از مدرسه فرزندتان فاصله بگیرید و خود را درگیر مسائل مربوط به آنها نکنید.مهم نیست که کدامیک از – پدر یا مادر- در مدرسه حضور داشته باشند، مهم حضور یکی از شما است. شما حتی باید از طریق ایمیل با معلم فرزندتان د رتماس باشید. این نشان دهنده حساسیت شما بر روی تربیت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشیاری بیشتری نسبت به تربیت فرزندتان می کند.
عدم اعتدال در تشویق فرزندان: زمانیکه فرزند خود را تشویق می کنیم ، باعث افزایش عزت نفس آنها می شویم ، اما باید مراقب بود که در این مورد حد اعتدال را رعایت کنیم. اجازه بدهید که تشویق در وقت مناسب و تنها زمانی که کار فرزندتان واقعا لایق تشویق است این کار انجام شود. اگر به طور غلوناکی آنها را به خاطر کار معمولی که انجام داده اند تشویق و قدردانی کنید باعث می شود که آنها نسبت به ارزش واقعی دست آورد خود دچار انحراف فکری شوند . عدم اعطای مسئولیت به فرزندان : فرزند شما نباید به خاطر انجام کارهای عادی و روتین چیزی دریافت کنند. چون آنها عضوی از خانه هستند ، نه مهمان حاضر در هتل. هرکس که در خانه زندگی می کند موظف به انجام امور مربوط به خانه است، از شستن ظرفها گرفته تا گردگیری و ... دادن پول اضافی روش فوق العاده ای برای تشویق است اما در عوض انجام کارهای فوق العاده نه کارهایی که وظیفه روتین هر عضو خانواده است.بچه باید بخشی از مسئولیت زندگی مشترک با خانواده را به دوش بگیرند. آنها برده شما نیستند اما مطمئنا در تعطیلات و مرخصی دائم هم به سر نمی برند.
عدم رفتار صحیح با همسر: هر طور که با همسر خود رفتار کنید، به عنوان الگو برای آینده آنها خواهید بود. یعنی آنها نیز دقیقا همین طور به همسر خود رفتار خواهند کرد. اگر به صورت غیر صحیح با همسر خود رفتار کنید و مرتبا در حال مشاجره باشید آنها نیز به همین سبک رفتار می کنند. بچه ها بیشتر از آنچه شما به عنوان نصحیت به آنها گوشزد می کنید ، از رفتار شما پیروی می کنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار کنید، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان میدهید و بعلاوه آنها از داشتن یک پناهگاه امن در این دنیای وحشی بیشتر احساس امنیت خواهند کرد.
داشتن توقعات غیر واقعی از فرزند: اگر با بچه ها سرو کله می زنید از آنهان انتظارات معقول و منطقی داشته باشید، به خصوص بچه های کوچک. اگر برای شام جایی دعوت هستید و از کودک دو ساله خود انتظار دارید که درست مانند یک شاهزاده کوچک رفتار کند سخت در اشتباهید. اگر د رخیال و رویای خود انتظار دارید که فرزندتان یک ستاره ورزشی و یا علمی شود ، در حالیکه او تنها مایل به نوازندگی پیانو است ، لازم است راجع به توقع خود تجدید نظر کنید. انتظار شما از آنها باید شادی آنها باشد.
عدم آموزش فرزندان برای دفاع از خود و خواسته هایشان: خیلی از والدین تمام نیاز فرزندان را برآورده می کنند و به این ترتیب ارزش کار سخت و عدم وابستگی را در فرزند از بین می برند. به این ترتیب نسلی از آدم های بی بو و خاصیت و به اصطلاح پهلوان پنبه ظهور خواهد کرد. بچه های امروزه انتظار دارند که همه کارها برایشان انجام شود. اینکه آن ها را محکم و پر طاقت تربیت کنید و از آنها بخواهید که اموراتشان را خود انجام دهند دلیل عدم دوست داشتن آنها نیست . بلکه نشانه عشق واقعی است. تحمیل کردن گرایش وتفکر خود به فرزندان: اجازه دهید که بچه ها بچگی کنند. والدین نباید تمایلات و گرایش و نقطه نظر های خود را به فرزندشان تحمیل کنند . اینکه فرزند خود را از اشتیاقات خود آگاه کنید خوب است اما آنها را تحمیل نکنید. اجازه دهید همان طور که هستند رشد کنند . بدون تحمیل عقاید وخواسته های شما.
عدم وفای به عهد: اگر فرزندتان را به خاطر نقاشی روی دیوار تهدید به تنبیه کردن می کنید ، حتما این کار را انجام دهید. متاسفانه پیروی از قول هایی که به فرزند تان می دهید زندگی را کمی سخت می کند اما افزایش اعتماد به گفته شما چیزی مهم تر است. اگر شما به گفته های خود عمل نکنید ، بچه ها به این نتیجه می رسند که بین قول و عمل شما تناسبی نیست و در نتیجه به شما اعتماد نخواهند کرد.
منبع: جهان نیوز جام جم آنلاین گروه خانواده ایرانی سایت تبیان تنظیم و فرآوری: نسرین صفری [ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 4:28 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
6 مورد از مواردی که نباید در فیس بوک ، توییتر و یا هر شبکه اجتماعی دیگری عنوان کنید از این قبیل هستند:
تاریخ تولد و محل تولدتان: البته که شما می توانید روز تولد خود را اعلام کنید اما باید بدانید که اگر به سال و محل تولد خود نیز اشاره کردید ، فقط اطلاعات مورد نیاز برای دزدی از اطلاعات مالی خود را در اختیار گذاشته اید. در واقع طی تحقیقات گسترده ای که توسط کارنج مولن صورت گرفته است، تاریخ و محل تولد افراد می تواند برای حدس زدن بخشی یا تمام شماره رمز عبور افراد مورد استفاده قرار گیرد. این اتفاق بسیار محتمل بوده و در بسیاری موارد اتفاق افتاد است. برنامه سفر: در اشاره به این موضوع شاید بهتر باشد که بگویید، " بیایید از من دزدی کنید" تا یک خط کامل از محلی که قصد دارید به آنجا سفر کنید بنویسید و حتی به تعداد روزی که در آن جا سر خواهید کرد هم اشاره کنید. این مطلبی است که یکی از کاربران توییتر در صفحه خود درج کرده است، " شمارش معکوس تا موایی( جزیره ای در هاوایی)! دو روز در هتل رینر کارلتون، ما می آییم! " شاید بهتر باشد وقتی از سفر برگشتید عکس های زیبای آن را به اشتراک بگذارید. ولی تبهکاران را به سوی خود با دادن چنین اطلاعاتی به ویژه زمان سفر هدایت نکنید. آدرس منزل: در این رابطه شاید اگر تنها به بخشی از یک تحقیقات اشاره شود کافی باشد. طی مطالعاتی که اخیرا موسسه پونمون در آمریکا انجام داده است ، معلوم شده است که استفاده کنندگان از شبکه های اجتماعی در معرض خطرات فیزیکی بیشتری هستند، علاوه بر آن که شناسایی آنان برای سوء استفاده نیز راحت تر است و همه این مسایل به علت اشتراک گذاشتن اطلاعات جزیی خود می باشد. شاید شما بر این تصور باشید که تعداد کمی به این ترتیب اطلاعات خود را ثبت می کنند اما این مطالعه نشان می دهد، 40 درصد نمونه آماری تحقیقات آدرس منزل خود را ثبت کرده اند، و در این میان 65 درصد آن ها حتی مبادرت به بلوکه کردن افراد ناشناس به محیط شخصی خود نکرده اند. جالب تر این است که 60 درصد از همین افراد می گویند که مطمئن نیستند که دوستانشان همان هایی هستند که می شناسند! اعتراف به مشکلات شخصی: شاید شما از کارتان متنفر باشید، در مورد اموالتان برای پرداخت نکردن مالیات دروغ گفته باشید، یا معتاد به استفاده از مواد یا خوردن چیزی باشید،اما شبکه های اجتماعی محل اعتراف نیست. برخی از کارفرمایان در این شبکه ها به دنبال استخدام افرادی می باشند اما به همین نحو افرادی را خواهند یافت که اخراج کنند. واقعا فکر می کنید نیاز به اثبات دارد؟ تنها چندی پیش مسئول توزیع امکانات بخش اورژانس در ویسکانسی آمریکا به علت معلوم شدن اعتیادش از این طریق اخراج شده است. پیشخدمتی در رستوران به علت شکایت از مشتریان و عضو یک تیم برای شکایت از هم تیمی هایش از کار برکنار شدند.در تحقیقات اخیر معلوم شده است که 8 درصد از شاغلین در شرکت های رسمی به علت استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی بیکار شده اند. نشانه هایی از رمز عبور: زمانی که شما به صورت آنلاین آی دی( نام کاربری) را باز می کنید به برخی سوالات امنیتی از قبیل اولین مدرسه ای که در آن درس خواندید، اولین عبادتگاهی که برای خود برگزیدید یا اسم آهنگ مورد علاقه تان پاسخ می دهید. آیا به همین موارد در فایل شخصی خود نیز اشاره کرده اید؟ اگر این چنین بوده است شما دقیقا کروکی رسیدن به رمز عبور خود را ترسیم کرده اید. اشاره به رفتار های عجیب و غریب خود: البته این مسئله شاید بیشتر در مورد بیمه گران خارجی صدق کند ولی مسلما به هموطنان ما در ایران نیز می تواند به نحوی مربوط باشد. شاید شما دوربین دستی خود را بردارید و از مسابقه با ماشین خود در خیابان فیلم برداری کنید ، و یا صحنه سر دادن خود را از بالای کوهی خطرناک با همه هیجانات متعلق به آن به ثبت برسانید. و آن گاه برای جلب نظر دوستان آن را در صفحه خود نمایش دهید و به اشتراک بگذارید. مسلما برای کسانی که نحوه رفتار شما برایشان مهم است از جمله شرکت های بیمه این مسئله دور از چشم نخواهد ماند. بیمه گر حق دارند بدانند که استفاده کنندگان از بیمه تا چه حد خود را به خطر می اندازند. و برای بسیاری که در جهت استخدام افراد به بررسی صفحات اجتماعی شخص می پردازند، احتمالا این گونه رفتارها قابل قبول نخواهد بود.
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 4:24 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 10:38 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 12:0 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 11:19 بعد از ظهر ] [ محمدحسین ]
|
|||||||